الفيض الكاشاني

215

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

خورانيده مىشوند و از چرك جراحتها و زرد آب زخمها نوشانده مىشوند و سزاوار نيست عذاب آخرت و دردهاى آن از نظر بنده پنهان بماند ، زيرا احساس ترس را برمىانگيزد و هركس به بيمارى و خوارى و بلا و كمى مال گرفتار نشود عذاب آخرت را از ياد ببرد و آن عذاب در نفسش مجسّم نشود و بر قلب وى غلبه نكند از اين‌رو سزاوار است كه بنده در زحمت يا مشاهدهء بلا باشد و سزاوارترين بلايى كه او را به زحمت مىاندازد بلاى گرسنگى است زيرا در آن به غير از ياد كردن عذاب آخرت پنج فايدهء مهّم هست ، و يكى از عللى كه موجب شد بلا به انبيا و اوليا و نيكان به ترتيب درجات نيكى آنها اختصاص يابد همين است ، از اين روست كه چون به يوسف ( ع ) گفته شد ، چرا گرسنه مىمانى با آن كه گنجهاى زمين در اختيار توست ؟ فرمود : مىترسم سير شوم و گرسنه را از ياد ببرم . بنابراين ياد آوردن گرسنگان و محتاجان يكى از فايده‌هاى گرسنگى است زيرا اين يادآورى انسان را به ترحّم و غذا دادن و مهربانى به خلق خدا فرا مىخواند و انسان سير از درد گرسنه بىخبر است . فايدهء پنجم ، اين فايده از بزرگترين فايده‌هاست و آن شكستن ميل به تمام معصيتها و مسلّط شدن بر نفس امّاره است ، ( 1 ) زيرا سرچشمهء تمام گناهان شهوتها و نيروهاست و ناگزير اساس نيروها و شهوتها غذاهاست ، پس كاستن از غذاها هر نيرو و شهوتى را ضعيف مىكند ، و تمام سعادتها در اين است كه انسان بر نفس خود مسلّط باشد و تمام بدبختيها در اين است كه نفس بر او مسلّط شود ، و چنان‌كه بر چهار پاى چموش جز با گرسنگى دادن و لاغر كردن آن مسلّط نمىشوى و چون سير شود نيرو بگيرد و سركش شود و چموشى كند ، نفس نيز چنين است . به يكى از انسانها گفته شد : تو را چه شده است كه با پير شدن به بدنت نمىرسى و بدنت شكسته شده است ؟ گفت : براى اين كه زود دچار غرور و كبر مىشود ، و علنى فساد مىكند ، مىترسم نسبت به من چموش شود و مرا به هلاكت افكند ، اگر آن را به سختيها وادار كنم محبوبتر است نزد من كه مرا